جایگاه عرف در نظام حقوقی ایران
113 بازدید
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
اعتبار عرف به عنوان یک منبع حقوقی قابل تردید نیست حتی عرف حادث بعد از قانونگذاری نیز می‌تواند به عنوان یک منبع حقوقی تلقی شده و گاهی نیز به عنوان منبع تفسیری مورد استفاده قرار گیرد. در قوانین موضوعی ایران، عرف مسلم یعنی عرفی که در نتیجه تکرار و انس افراد به آن، مخالفت با آن ناپسند بوده و احساسات افراد را جریحه‌دار نکند و مخل نظم عمومی محسوب نشود معتبر و حجت شناخته شده است.حتی با استفاده از موادقانون مدنی مانند ماده 280 در می‌یابیم که درصورت تعارض عرف و عادت با قوانین تکمیلی، حکم عرف مقدم خواهد شد. ولی در تعارض میان عرف با قانون امری، قانون مقدم است چون تعارض عرف با نظم عمومی است. الفاظ، کلمات و عباراتی که متعاقدین در اسناد خود به کار می‌برند، می‌بایست در معانی عرفی خود حمل نمود نه به معنی ادبی و لغوی آن (ماده 224 قانون مدنی) و در ایقاعات نیز همجون عقود، باید الفاظ بر معانی عرفی خود حمل شوند. در برخی مواد آیین دادرسی مدنی نیز، به طور صریح و ضمنی به عرف ارجاع شده است. مثلاً در مواد 6، 211 و 293 بترتیب قراردادهای مخل نظم عمومی یا برخلاف اخلاق حسنه و یا اظهار خلاف نظم عمومی و یا عفت عمومی و مصالح عامه و همچنین عملکرد دادگاه‌ها و اینکه مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه نباشد، با ارجاع به عرف تعیین می‌شود و این ارجاع ضمنی قانون به عرف می‌باشد و در مواد 258 و 427 و 474 صراحتاً قرعه را که یکی از روشهای عرفی حل مسائل و مشکلات است به عنوان راه حل معرفی کرده است علاوه بر این که ترتیب انجام قرعه را نیز عرف تعیین می‌کند. همچنین در بندهای ششگانه ماده 514، در بند الف و د صریحاً و در بندهای دیگر ضمناً به عرف ارجاع داده شده است. چراکه تشخیص شأن افراد و یا ضروری بودن حوائج و مسائلی این چنین به عهده عرف است. ماده 524 قانون آئین دادرسی مدنی در مورد مستثنیات دین است و تشخیص موارد مندرج در بندهای پنج گانه این ماده با عرف است. یعنی عرف تعیین کننده مصادیق منطبق بر مستثنیات دین است. در حقوق جزا با توجه به اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها، نقش عرف صرفاً ارشادی بوده و در تعیین مجازاتها دخالتی ندارد و قاضی در تشخیص و تطبیق موضوع و ماهیت اعمال مجرمانه و مواردی که قانون تعریفی از ان نکرده مانند اعمال منافی عفت، جریحه دار کردن عفت و اخلاق عمومی و هتک حرز ... و تطبیق موضوع به عرف مراجعه می‌کند.